برنامه ریزی ضمیر نا خوداگاه توسط فایلهای سابلیمینال صوتی وتصویری برای رسیدن به تمام خواسته ها و اهداف .,ثروتمند شدن ,کاهش لاغری,ترک سیگار و مواد مخدر,,رها و فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته,وتقویت ذهن وحافظه
برنامه ریزی ضمیر نا خوداگاه توسط فایلهای سابلیمینال صوتی وتصویری برای رسیدن به تمام خواسته ها و اهداف .,ثروتمند شدن ,کاهش لاغری,ترک سیگار و مواد مخدر,,رها و فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته,وتقویت ذهن وحافظه
#مِعراج
معراج سفر رسول خدا(ص) از مسجدالاقصی به آسمانها راگویند.پیامبر شبانه از مکه به مسجدالاقصی انتقال یافت که به آن «اسراء» گفته میشود و از آنجا به آسمان عروج کرد.
شیعه و سنی بنابر آیات و روایات متواتر، درباره وقوع معراج اختلافی ندارند؛ اما درباره جزئیات آن مانند زمان، مکان، دفعات، کیفیت و جسمانی یا روحانی بودن آن با یکدیگر اختلاف دارند. این واقعه در سالهای آخر اقامت پیامبر اکرم (ص) در مکه روی داده است. پیامبر(ص) در معراج آیات الهی و ارواح برخی از انبیای بزرگ را مشاهده کرد.
معراج در لغت به نردبان، پلکان و هر چیزی که به وسیلۀ آن بالا میروند، گفته میشود و در اصطلاح سفر شبانۀ پیامبر اسلام از مسجد الاقصی به آسمانها و رسیدن به سدرة المنتهی و مقام قاب قوسین الهی را گویند. اسراء نیز در لغت به معنای سیر شبانه است و اصطلاحا به سیر شبانه پیامبر از مکه به مسجدالاقصی گفته میشود.
داستان معراج در سوره اسراء و نجم آمده است.
از دو کلمۀ لیلاً و اسری در آیۀ نخست سوره اسراء به دست میآید که این سیر در شب رخ داده است.
مدت سفر آن حضرت به سرزمین بیت المقدس و مسجد الاقصی و از آنجا به آسمانها و بازگشت وی از معراج، بیش از یک شب طول نکشیدبه طوری که صبح آن شب را در مکه بود.
در اینکه آیا نقطه آغاز و پایان معراج پیامبر (ص) خانه ام هانی بوده یا مسجد الحرام یا شعب ابی طالب و نیز سایر جزئیات آن اختلافاتی در روایات دیده میشود.ولی معروف آن است که رسول خدا (ص) در آن شب در خانه ام هانی دختر ابی طالب بود و از آنجا به معراج رفت و به همانجا بازگشت.
در توجیه اینکه قرآن کریم مبدأ این سیر را مسجد الحرام ذکر کرده، گفته شده که عرب، همه مکّه را حرم خدا میخواند
بر اساس برخی روایات رسول خدا (ص) بیش از یک بار به معراج رفته است.علامه طباطبایی یکی از آن دو را ازمسجد الحرام و دیگری را از خانۀ ام هانی میداند، و میگوید آیات نخست سورۀ نجم آن را تأیید میکند. همچنین اختلافی که در مکان، زمان و سایر جزئیات معراج دیده میشود را میتوان با این نظریه توجیه کرد.
گزارش سفر
جبرئیل در آن شب بر حضرت نازل شد و مرکبی را که نامش براق بود برای او آورد و رسول خدا (ص) بر آن سوار شده و به سوی بیت المقدس حرکت کرد
پیامبر در میان راه در مدینه و مسجد کوفه، طور سینا وبیت اللحم یا همان زادگاه حضرت عیسی (ع) ایستاد و نمازخواند، وی سپس وارد مسجد الاقصی شد و در آنجا نماز گزارد.
ظاهرا پیامبر خدا از قبة الصخره به آسمانها عروج کرده است؛ علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخرهای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم(ص) به آسمان عروج کرد
وی از آنجا به آسمان دنیا صعود کرد و در آنجا آدم (ع) را دید. آنگاه فرشتگان دسته دسته به استقبال آمده و با روی خندان بر آن حضرت سلام کرده و تهنیت و تبریک گفتند، فرشتهای را در آنجا دید چهرهای درهم و خشمناک داشت و مانند دیگران تبریک گفت و خنده بر لب نداشت و چون نامش را از جبرئیل پرسید گفت: این مالک، خازن دوزخ است و هرگز نخندیده است و پیوسته خشمش بر دشمنان خدا و گنهکاران افزوده میشود. از جبرئیل خواست دستور دهد تا دوزخ را به او نشان دهد و چون سرپوش را برداشت لهیبی از آن برخاست که فضا را فراگرفت.
وی در آن جا ملک الموت را نیز مشاهده کرد که لوحی از نور در دست او بود و پس از گفتگویی که با آن حضرت داشت عرض کرد: همه دنیا در دست من همچون سکهای است که در دست مردی باشد و آن را پشت و رو کند، و هیچ خانهای نیست جز آن که من در هر روز پنج بار بدان سرکشی میکنم... اینجا بود که رسول خدا (ص) فرمود: به راستی که مرگ بالاترین مصیبت و سختترین حادثه است و جبرئیل در پاسخ گفت: حوادث پس از مرگ سختتر از آن است.
وی سپس به آسمان دوم صعود کرد و و آنجا با حضرت یحیی و عیسی دیدار کرد و پس از آن در آسمان سوم بایوسف و در آسمان چهارم با ادریس و در آسمان پنجم باهارون بن عمران و در آسمان ششم با موسی بن عمران ملاقات نمود.
وی سپس به آسمان هفتم رفت و به جایی رسید که جبرئیل از رسیدن به آن مقام عاجز بود و گفت:
من اجازۀ ورود به این مکان را ندارم اگر به اندازۀ سر انگشتی نزدیکتر شوم بال و پرم خواهد سوخت
در شب معراج بین خدا و رسولش گفتگویی در قالب حدیث قدسی صورت گرفت که به حدیث معراج معروف شد.
در بازگشت نیز در بیت المقدس فرود آمد و راه مکّه را در پیش گرفت و پیش از طلوع فجر در خانه امّ هانی فرود آمدو برای اولین بار، راز خود را به وی گفت و در روز همان شب، در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت.
بیشتر مفسران بر این باورند که رسول خدا با همین بدن خاکی خود از مکه به بیت المقدس
و از آنجا نیز با جسد و روحش به آسمانها عروج نموده است.اماخوارج آن را انکار کرده و جهمیه و شیخیه آن را روحانی میداند